من و تو
با هم زیر بارون
تو خیسی شهر و خیابون
من و تو چتر های کوچه
پر عشق تموم نگاهامون
من و تو شرم توی چشمات
من و تو تنها تو دنیا
به خدا حس تو رو میخوام توی این شب ها
من و تو
با هم زیر بارون
تو خیسی شهر و خیابون
من و تو چتر های کوچه
پر عشق تموم نگاهامون
من و تو شرم توی چشمات
من و تو تنها تو دنیا
به خدا حس تو رو میخوام توی این شب ها

تنهات نمیزارم
با تو کم نمیارم
یکی تو دلم داره میگه خیلی دوستت دارم
دیگه دل بیقراره بی تو جایی نداره
بوی بارون هر نفس داره بوی عطر تو رو میاره .. . .
+ نوشته شده در ساعت 16:27  توسط الهام
|
.... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي 
+ نوشته شده در ساعت 16:4  توسط الهام
|
تو همون بودي كه من خوابشو ديدم
تو هموني كه مي خوام براش بميرم
تو همون فرشته اي از جنس آدم
تو واسم نشونه از خداي عالم
تو هموني كه تو خندهام شريكي
توي درد و غصه هام واسم طبيبي
تو همون روياي پاكي
كه توي شبهاي من بود
تو يه قطره از خدايي
تو همون بودي و هستي كه مي خوام براش بميرم
از خدا خواستم هميشه پيش تو آروم بگيرم
تو واسم دنياي عشقي تو تموم لحظه هامي
تازه ميشه روح و جونم وقتي كه تو پا به پامي
از خدا مي خوام هميشه كه كنار تو بمونم
شمع باش پروانه ميشم تا كنار تو بسوزم
وقتي چشمات گريه مي كرد آرزوم بود كه بميرم
كاش بودم كنارت اي گل تا كه دستات و بگيرم
تو يه قطره از خدايي
+ نوشته شده در ساعت 16:4  توسط الهام
|
یه خسیسه موز میخوره پوستشو میذاره تو دفتر خاطراتش؟؟؟؟؟!
یه خسیسه میخواد خود کشی کنه میره با برق همسایه خودکشی میکنه؟۱؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
یه خسیسه وصیت میکنه اگه مرد روی سنگ قبرش بنویسن:من مردم اما مغازه باز است؟!!!!!!!!!!!
یه روز مورچه ها به خونه خسیسه حمله میکنن بعدازچندروز از گرسنگی میمیرن؟!
+ نوشته شده در ساعت 19:51  توسط الهام
|
زندگی یک محبت الهی است که به هنگام تولدبه انسان تقدیم میشود.
زندگی یک دفتر زیبای نوشته نشده ای است،که به عنوان هدیه تولد از سوی خدا به تو تحویل داده شده است:این دفترخالی از هرنوشته ای است،این بدان معنی است که دفترزندگی ات را تو خودمینویسی وسرنوشت تو هرگزازقبل رقم نخوردهاست. خداوندازتو خواسته که سرنوشت خودرا با قلم اندیشه هایت و با مرکب هویت وباورهایت بنویسی،نه به این معنی که دفتر خاطرات گذشته ات را بنویسی بلکه ازقبل وبا اندیشه هایت بنویسی که از فردا چه می خواهی؟
تو هر آنچه بیندیشی خلق میکنی و سرنوشت تو اینگونه با اندیشه ها وتلاش های تو خلق می شودوزندگی ات شکل میگیرد.به عبارت دیگرزندگی هدیه ای است که ازسوی خداوند به انسان تقدیم می شود و نحوه زندگی کردن تو هدیه ای است که به خدابرمیگردانی.
پس قدرزندگی ات را بدان وازلحظه های خوش آن استفاده کن و همواره خدارا به یاد داشته باش؟!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در ساعت 14:22  توسط الهام
|
+ نوشته شده در ساعت 14:19  توسط الهام
|